ناآرام
-
داستانک
دلبستگی یک مسگر کارکشته شیرازی به مهمترین اشیاء زندگیاش!
مسگر: هفت سال پیش در اینستاگرامِ دوستی که به تازگی مادرش را از دست داده بود خواندم که دلش نمیآید به قوطیهای زردچوبه توی کابینت دست بزند، چون میترسد رد…
بیشتر بخوانید »
مسگر: هفت سال پیش در اینستاگرامِ دوستی که به تازگی مادرش را از دست داده بود خواندم که دلش نمیآید به قوطیهای زردچوبه توی کابینت دست بزند، چون میترسد رد…
بیشتر بخوانید »